چکه چکه های یک تکه یخ داغ

آنگاه که عشق را احساس کردم، دانستم که، زنده ام

ضد حال یعنی این !!

هیچی لج درآر تر از این نیست که صبح کله سحر وقتی هوا هنوز روشن نشده از خواب نازت بزنی و همچنان که داری کور میشی بیدار بشی و واسه خاطر یه درس عمومی مزخرف وسط سرما و بارون بری دانشگاهی که تازه تو شهر خودتم نیست و بعد کلاس٬ حضور و غیاب کردنی هم در کار نباشه!! 

   + یخ داغ ; 10:40 ; شنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۰